ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

هستی شناسی در مکتب قرآن



صفات و ویژگیهای «عباد الرّحمن»


احمد شمّاع زاده


خداوند کریم در آیات 40 تا 42 سوره حجر، در پاسخ به ابلیس که «من با فرزندان این آدمی که بر من ترجیحش دادی چنین و چنان میکنم، مگر بندگان مخلص تو را»، میفرماید «تو بر بندگان من مسلط نخواهی شد”. تفاوت میان کلام ابلیس و خداوند، در واژه مخلص است که خداوند میفرماید اگر کسی تنها بنده من باشد و کسی را همراه با من نخواند، به خودی خود مخلص، یعنی کسی است که خود را برای من خالص کرده است؛ و تو بر بندگان من نمتیوانی مسلط شوی نه اینکه بتوانی و نخواهی!!

در این کلام خداوند این نکته نیز نهفته است که هرکسی هم شایستگی بندگی مرا ندارد و باید مراحلی را گذرانده باشد و خود را برای من خالص کرده باشد تا من هم او را برای بندگی خود انتخاب کرده باشم.


تا اینجای کار موضوعی مهم در رابطه‌ای سه جانبه میان انسان - شیطان - خداوند مطرح شد؛ ولی مسأله دیگر این است که این بندگان خدا کیانند و چه ویژگیهایی دارند که خداوند با قاطعیت میفرماید سلطه شیطان بر آنان ممکن نیست؟! بلکه ما هم بتوانیم با اسوه قراردادنشان، همانند آنان شویم. اینجاست که خداوند پاسخ ما را در سوره فرقان، در خلال آیات 63 تا پایان 74 داده است:


و عباد الرّحمن الذین…(و بندگان خداوند هستی بخش کسانی هستند که):

با وقار و تواضع بر زمین راه می‌روند، و آنگاه که اشخاص جاهل و نادان آنان را مورد خطاب قرار دهند، تنها پاسخشان به آن‌ها سلامی است و با آنان وارد مجادله یا بحث نمیشوند، تا از اذیت و آزارشان در امان باشند. (63)


برای پروردگارشان شب زنده داری میکنند سجده برندگان و برخاستگان. (64)


میگویند پروردگارا شکنجه جهنّم را از ما بگردان. همانا که شکنجه آن بسیار جانفرساست. (65)


هنگامی که انفاق میکنند، در انفاق نه اسراف میکنند و نه تنگ نظری روامیدارند؛ بلکه روشی میانه را برمیگزینند. (به یک شخص زیاد نمیدهند و به دیگری کم، بلکه حد هر کسی را نگه میدارند تا انفاق آنان به همه نیازمندان به نسبت نیازشان برسد، و نه به نسبت رابطه شان.) (67)


همراه با خداوند اله دیگری را نمیخوانند (اله یعنی جانشینی یا همترازی برای خداوند، مانند بسیاری شیعیان که به جای خداوند از ائمه معصومین یاری میجویند: یا علی ادرکنی. یا مهدی ادرکنی) و کسی را نمیکشند مگر به حق؛ و کاری نمیکنند… (68)


به ناحق گواهی و شهادت نمیدهند و آن هنگام که با کاری لغو و بیهوده رو به رو شوند، با کرامت و بزرگواری از کنار آن میگذرند. (امر به معروف نمیکنند و وارد مجادله با آنان نمیشوند.) (72)


و آنگاه که آیات و نشانه‌های پروردگارشان به آنان یادآوری شود، کرانه و کورانه با آنها برخورد

نمیکنند. (بلکه آیات الهی را با گوش جان میشنوند و با چشم بصیرت مینگرند.) (73)


میگویند پروردگارا! ببخش بر ما از همسرانمان و فرزندانمان نور چشمی، و قرار ده ما را رهبری و راهنمایی برای پرهیزگاران. (74)

پانزدهم اسفند نودوهفت – احمد شمّاع زاده


پر بازدیدترین پستهای وبلاگ تا اول آبان نودوهفت به ترتیب:
  1. زندگینامه شادروان فروزان: 1533

  2. پادماه کیهانی در قرآن: 716

  3. جن موجودی که از نو باید شناخت: 506

  4. امانت و خیانت در قرآن: 409

  5. واقعه روزول: 292

  6. قرآن و ژنتیک، معجزه ای از قرآن: 264

  7. نقدی بر ترجمه مهدی الهی قمشه ای: 243

  8. اوتاد در قرآن 239

  9. داستان یک فریت و تابوی رادیو فردا: 210

  10. ازدواج سفید در قرآن: 199

  11. بررسی اختلافهای نماز شیعی و سنی: 196

  12. اسناد کتابخانه واتیکان پیرامون فرازمینیها: 173

  13. جایگاه جنیان و آدمیان در سیر تکاملی انسان: 153

  14. صابئون یا قوم از یادرفته: 144

  15. هنری دیوید ثورو و والدن: 129

  16. شناخت جامعه خرمشهر: 124

  17. گسترش کیهان در قرآن: 113

  18. آیا رضا شاه دیکتاتور بود؟: 112

  19. بافت کیهانی یا شکل درونی کیهان: 109

  20. سازمان کیهان در قرآن: 105

  21. مهبانگ در قرآن: 98

  22. آرتور میلر و مرگ دستفروش: 95


انتشار راهنمای ختنه مردان در آمریکا


مرکز پیشگیری و مبارزه با بیماری‌های آمریکا، پیش‌نویسی را برای راهنمایی ختنه مردان منتشر کرده و از مردم خواسته تا در مدت ۴۵ روز درباره آن اظهار نظر کنند تا در نهایت این مرکز دستورالعمل نهایی را در باره ختنه منتشر کند.

این مرکز هدف خود را تهیه راهنمایی برای مردان همجنسگرا و برای والدینی که فرزند پسر دارند عنوان کرده تا این افراد بتوانند با آگاهی کافی در مورد ختنه تصمیم بگیرند.

این پیش‌نویس بر اساس بررسی سیستماتیک شواهد علمی در زمینه فواید و مضرات ختنه تنظیم شده و تاثیر ختنه بویژه در مورد انتقال اچ‌آی‌وی مد نظر قرار گرفته است.

فواید ختنه خطر انتقال اچ‌آی‌وی هنگام رابطه جنسی را به میزان قابل توجهی (پنجاه تا شصت درصد) کاهش می‌دهد، به عبارت دیگر مردی که ختنه شده باشد در رابطه جنسی با زنی که اچ‌آی‌وی دارد کمتر در خطر آلودگی به ویروس است.

علاوه بر این ختنه خطر آلودگی به تبخال تناسلی (Herpes) را ۳۰ تا ۴۰ درصد و خطر آلوده شدن به گونه های خطرناک ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) را که با سرطان ربط دارد سی درصد کاهش می‌دهد.

بررسیها نشان می دهند که ختنه احتمال انتقال اچ‌آی‌وی از مرد به زن را کم نمی‌کند اما خطر ابتلای ن به دیگر عفونت های آمیزشی مثل واژینوزباکتریایی، تریکومونا و HPV (زگیل تناسلی) را کاهش می‌دهد.

علاوه بر این دیگر بیماریهای آمیزشی و سرطان آلت تناسلی در افراد ختنه شده کمتر است و همین طور خطر سرطان گردنه رحم در نی که شریک جنسی شان ختنه شده پایین می‌آید. در پسر بچه ها، ختنه احتمال عفونت ادراری را کم می‌کند.

عوارض مرکز پیشگیری و مبارزه با بیماری‌های آمریکا خطر ختنه‌ای را که با رعایت ضوابط پزشکی انجام شود اندک می‌داند. ختنه بر فعالیت و لذت جنسی تاثیری ندارد یا تاثیر آن ناچیز است.
عوارض ختنه معمولا خونریزی و التهاب است و عوارض جانبی شدیدتر بسیار بسیار نادر هستند. در این پیش‌نویس احتمال ایجاد عوارض جانبی خفیف در نوزادان نیم درصد، در کودکان نه درصد و در بزرگسالان پنج درصد ذکر شده است. در مورد زمان ختنه کردن مرکز پیشگیری و مبارزه با بیماری‌های آمریکا میگوید ختنه در نوزادان و کودکان آسانتر و ارزانتر و کم خطرتر است، اما اگر ختنه تا دوران نوجوانی یا بزرگسالی به تعویق بیفتد، خود فرد هم میتواند در تصمیم گیری مشارکت کند.

این مرکز ختنه را یکی از راههای موثر در کاهش انتقال اچ‌آی‌وی بخصوص در مردان غیر همجنسگرا میداند؛ اما میگوید شواهد نشان نمی‌دهند که ختنه در مردان همجنسگرایی که صرفا مقعدی دارند، خطر انتقال اچ‌آی‌وی یا بیماری‌های آمیزشی دیگر را کاهش دهد. در این راهنما، ختنه، نه یک دستور پزشکی بلکه یک انتخاب داوطلبانه و شخصی عنوان شده است.


The wonders of Peru and Koran!
Ahmad Shammazadeh

نظر به اینکه بلوگسکای نمیتواند متنهای انگلیسی را به خوبی انتشار دهد، علاقمندان میتوانند به لینک زیر بارگشت کنند:
https://www.academia.edu/38314991/The_wonders_of_Peru_and_Koran_.pdf


Peru is the center of a kind of Homo Sapiens who could fly to the space and sit in the space listening stations.
For this reason, we can read in the Jinn chapter of the Holy Koran, many facts in many aspects about the Jinn or homo sapiens!
You can read Some important facts on behalf of a group of Jinn through the verses 7 to 9 of the Jinn chapter as following:

7. ‘And they thought as you (The human beings) thought, that God never send any messenger.

8. ‘And we were seeking for a way to reach to the sky (as like as before); but found it filled with stern guards and meteors!

9. ‘And verily’ we used to sit there in space listening stations (for Eavesdropping) but anyone listens now, will find a flaming bullets in ambush (following him).

Explanation about word ofNow’:

It’s the time of th Koran descending on 610 AD. For this reason after this time, many of civilizations who could fly to the sky, have gone into degeneration, like as Nazca and Moche.

Explanation of an event
From the 16th of January to the 12th of April 1992, in the Fountain salon of the Eur Exhibition of Rome, objects from the Southern America civilization were exhibited to show the Incas’ ancestors and their civilizations. The report was presented under the title Myths of Peru in Rome in the February 1992 issue of Saint Anthony Vatican.

I could visit the ancient objects, would be related to my ideas in the anthropology. At the exhibition, I saw ceramic figurines confirming that Southern America had been in charge of the Jinn, since long times ago and they had used to go to the space!!

I believe and insist on my belief that the lines and designs on the ground in a wide dimension, such as the ninety-meter bird so called Golden Wings Bird of the Nazca civilization, to be seen from above, have been considered as an Airport!!


In this exhibition, one of the statues has an especial cap with a pair of special headphones that is equipped with a receiver with a small dish with a helical-shaped connector as a collector for transmitting waves emitted to the ear and connected to the right ear”.


This sculpture is a wonderful art because the artist would be able to show the state of the listening in the face and especially in the eyes of the statue!! as I mentioned before, the jinn had been listening in their space stations for eavesdropping the revelation, but since descending of Koran, it was forbidden, and afterwards their civilizations began to decline.


The Moche civilization, which is derived from the famous family name of this civilization, has been in existence since one century BC to the seventh century. That is right at the time of descending of the Holy Koran, and because of they have been deprived of eavesdropping, consequently their civilization has gone to degeneration!

Unfortunately, the reporter of this monthly magazine, like as some others, considers these works in the artistic aspect, and because he is not aware of the Koranic Archaeology, can not present some point of views just or near the truth about this kind of wonders of the ancient world.

Also, many archaeologists consider the monuments of the Nazca civilization which existed until the beginning of the 7th century, as somethings related to the gods (the title of the jinn in the language of archaeologists, especially Eric Von Daniken), and only some of them have pointed to these signs and monuments as an airport had been there.


The third civilization, which was lost in the early 7th century, is the Egyptian Isis civilization, dating between 400 to 600 AD.


These are a part of many civilizations have gone to elimination on the beginning of 7th century by appearance of Prophet Muhammad and descending of the Holy Koran, and prohibition the Jinn to fly, which confirm the Jinn civilizations or civilizations which anyway related to the Jinn, have began to decline.




تاراج منابع و منافع ملی!


احمد شمّاع زاده


خبرگزاری داشجویان ایران- تهران گزارش میدهد که در منطقه شهداد کرمان در تاریخ 8/8/89 بر اثر دستگیری دو نفر که قصد داشتند جنازه مومیایی یک موجود کوتوله را از کشور خارج کنند و به مبلغ سه میلیارد تومان به کشور آلمان بفروشند این کشف علمی بر ملا شده است. تا اینجا یک خبر علمی است که هر اهل پژوهشی از شنیدن آن شاد میشود؛ ولی گویا این واقعه در ایران رخ داده؛ بنابراین نباید به آن دل خوش کرد زیرا دنباله خبر ناگوار است.

دنباله خبر به طور خلاصه: پس از اینکه فرمانده نیروی انتظامی درباره این خبر مصاحبه و چند باستانشناس اظهارنظر میکنند به یکباره فرمان در میرسد که خبر را تکذیب کنید و همه سایتهایی که خبر را گزارش کرده اند خبر را حذف کنند که این کار صورت میگیرد و تنها سایتی که این کار را نمیکند فیلتر میشود. و.


این اولین باری نیست که چنین کشفی صورت میگیرد ولی مشخص نمیشود که اولا چرا این کشفها توسط ظاهراً کسانی صورت میگیرد که باستانشناس نیستند ولی کار زیرخاکی میکنند؟!! و برعکس کسانی که باستانشناس هستند بیکارند؟!!

دوم اینکه چرا دولت نمی آید این روند را دگرگونه کند و تیمهای باستانشناسی را به مناطقی که این آثار در آنها وجود دارد گسیل کند و زیر نظر نیروی انتظامی قراردهد تا از سوء استفاده به هر شکلش پیشگیری شود.

سوم اینکه این اشیاء کشف شده چه میشود؟ مثلا آیا اگر پس از هجده ماه اکنون به موزه ملی سربزنیم آن را مییابیم؟

از نظر اقتصادی، اگر این کشفها پیش یا پس از کشف یده نشوند و در موزه های ایران به نمایش گذارده شوند ایران از نظر آثار باستانی کمتر از مصر نخواهدبود که درامدش از توریست، بسیار بیش از درامد نفت ایران است. البته مصر که جای خود را دارد بلکه کشور ترکیه نیز بسیار بیش از درامد نفت ایران درامد توریستی دارد.


از نظر علمی نیز دانشمندان ایران و جهان میتوانند از این کشفها بهره برداری کنند و نظرهای تاره ای ارائه دهند که انسان همواره در پی کشف حقایق گذشته برای بهره برداری در ساختن آینده است.

اگر این کشف در کشوری اروپایی رخ داده بود یک سمینار تشکیل میدادند تا دانشمندان اهل نظر در این زمینه نظرهای خود را ارائه دهند و سپس در موزه قرارش میدادند و بهره برداری اقتصادی صورت میگرفت.


از نظر شما چه دستهای پنهانی پشت این پنهانکاریها وجوددارد؟

احمد شمّاع زاده


قصه ای زیبا و أثرگذار
از امیرالمؤمنین


سه برادر نزد امام علی علیه السلام آمدند و گفتند میخواهیم این مرد را که پدرمان را کشته قصاص کنی.
امام علی (ع): چرا او را کشتی؟ 
مرد: من چوپان شتر و بز و . هستم
یکی از شترهایم شروع به خوردن درختی از زمین پدر اینها کرد؛ پدرشان شتر را با سنگ زد و شتر مرد، و من همان سنگ را برداشتم و با آن به پدرشان ضربه زدم و او مرد.
امام علی: بر تو حد را اجرا میکنم.
مرد: سه روز به من مهلت دهید
پدرم مرده و برای من و برادر کوچکم گنجی بجا گذاشته پس اگر مرا بکشید آن گنج تباه میشه، و به این ترتیب برادرم هم بعد از من تباه میشود
امیرالمومنین(ع): چه کسی ضمانت تو را میکند؟ 
مرد به مردم نگاه کرد و گفت این مرد
امیرالمومنین(ع): ای اباذر آیا این مرد را ضمانت میکنی؟
ابوذر: بله امیرالمومنین 
- تو او را نمیشناسی و اگر فرار کند حد را بر تو اجرا میکنم
- من ضمانتش میکنم یا امیرالمومنین
آن مرد رفت و روز اول و دوم و سوم سپری شد.
همه مردم نگران ابوذر بودند تا مبادا بر او حد اجرا شود

اندکی پیش از اذان مغرب مرد آمدو در حالیکه خیلی خسته بود، خود را در اختیار امیرالمومنین قرارداد و عرض کرد: گنج را به برادرم دادم و اکنون در اختیار شما هستم تا حد را بر من جاری کنی.


امام علی (ع) پرسیدچه چیزی موجب شد برگردی درحالیکه میتوانستی فرارکنی؟


مرد: ترسیدم که بگویند "وفای به عهد" از میان مردم رفته


از ابوذر پرسید: چرا او را ضمانت کردی؟


ابوذر گفت: ترسیدم که بگویند "خیر رسانی و خوبی" از میان مردم رفته


فرزندان مقتول متأثر شدند و گفتند: ما از او گذشتیم.


امیرالمؤمنین پرسید: چرا؟


گفتند: میترسیم که بگویند "بخشش و گذشت" از میان مردم رفته



من هم این پیام را فرستادم تا نگویند "دعوت به خیر" از میان مردم رفته



The firm reason for Neanderthals extinction


By Ahmad Shammazadeh


We know the great populations of Neanderthals during some hundred thousands of years had scattered on many parts of earth, then from 12000 to 11000 years ago, suddenly disappeared from the planet!!

This subject has engaged the minds of many paleontologists, anthropologists and other researchers who looking for a logic and acceptable reason for Neanderthals extinction, but none of them could reach to such important reason yet. Some of them, like as prof. Pat Shipman has delivered some funny ideas and point of views as a reason for the extinction, and others in different ways.

I have followed this idea for more than 30 years up to date, and it is about 14 years which I have reached to my target by reading an article on meteorology and changing the climate of earth, released by prof. Farhanieh in a newspaper in Persian on 2001. I used this article as a firm reason for Neanderthals extinction in my article in Persian.

My article is unique article in anthropology contains a hypothesis which explains how human evolution exactly was, and it’s published in some websites, my blogs and my page in Academia:

بررسی جایگاه انسانهای پیشین و انسان امروزی: https://www.academia.edu/10055759


Newly I have found an article in the Smithsonian.com under the title of Massive Impact Crater Found Under Greenland’s Ice and it motivated my brain to follow the matter one time more.

Fortunately I found the email of prof. Farhanieh, contacted and asked him about the source of his article.

He answered me kindly and wrote me:

The article is based on some BBC TV programs under the title of The Big Chill, I watched them before 2000”.

Then, fortunately I found those videos easily in the Youtube, specially The Big Chill 2003 (Full documentary) which explains scientific reasons for changing of earth climate, with link: https://www.youtube.com/watch?v=CCUrljERHcA


Pasteurizing

By watching the video I came to this conclusion that The Almighty God Has used an especial method for Neanderthals extinction to replace human beings from Adam and Eve generation, which I have called this method Earth Pasteurizing from Neanderthals; because in the video prof. Ally explains surprisingly the climate changing was made so much unbelieving variable, such a way the climate of earth sometime would be warm up and then freeze several times in a year!! and by hitting his hand on another quickly, he shows how fast these changes were made!!


Cause of the cause

In the prof. Farhanieh’s article, the subject was considered pretty from different aspects, but something was neglected:

what was the cause of these phenomenal climate changes?

The below article, will answer this question and explains a logic and acceptable cause for this cause!


30 Nov. 2018, Ahmad Shammazadeh

hmdshmzdeh@gmail.com



Massive Impact Crater Found Under Greenland’s Ice


Radar scans and sediment samples indicate a large meteorite blasted through the ice sheet between 3 million and 12,000 years ago


By Jason Daley

smithsonian.com
November 15, 2018


Unlike the moon or Mercury, where impact craters dominate the landscape, the pock marks caused by meteorite hits are much harder to find on Earth. That’s because our atmosphere limits the size of space rocks that actually smash into us, and erosion and rainfall often erase traces of ancient impacts. But some of the depressions survive the eons, and researchers have just found one of the largest ever discovered trapped beneath the ice of Greenland’s Hiawatha glacier.

Signs of the crater were first detected by NASA’s Operation Icebridge, an airborne mission that uses radar to track changes in ice on Greenland’s ice sheet. Researchers from the University of Copenhagen who examined the publically available data noticed an anomaly underneath the ice of Hiawatha that appeared to be a 19-mile-wide, 1,000-foot-deep crater, which, if confirmed, would be one of the top 25 largest craters known on Earth and the first to be found under the ice. (And it would be big enough to "swallow Washington, D.C., writes Paul Voosen at Science.)

The team then spent three years confirming the NASA data. Satellite images seemed to show a circular depression in the surface of the ice. The team also sent a German research plane equipped with new type of high-powered ice radar to map the crater in stunning detail, getting images of the 1,000-foot crater rim and the up wellings in the middle that accompany a meteorite strike. The team also put boots on the ground, collecting samples of sediment from channels washing out of the crater, which included bits of shocked quartz that can only be formed during a high-energy impact. They conclude that there is indeed a crater locked beneath the ice, the team reports in a study published in the journal Science Advances.

The next big questions ask exactly when the meteor hit and what kind of effect it had on the planet.

The crater is exceptionally well-preserved, and that is surprising, because glacier ice is an incredibly efficient erosive agent that would have quickly removed traces of the impact,” says lead author Kurt H. Kjær from the Center for GeoGenetics at the Natural History Museum of Denmark in a press release. But that means the crater must be rather young from a geological perspective. So far, it has not been possible to date the crater directly, but its condition strongly suggests that it formed after ice began to cover Greenland, so younger than 3 million years old and possibly as recently as 12,000 years ago toward the end of the last ice age.”

Science's Voosen reports that the impact would have been a pretty big global event. It’s believed that to create the crater, the iron meteor that struck Greenland would have to be half a mile to a mile across and would have had the force of a 700 megaton warhead. Such an impact would have been felt hundreds of miles away, would have warmed up that area of Greenland and may have rained rocky debris down on North America and Europe.

Some researchers believe it could have had an even more significant impact. About 12,800 years ago toward the end of the last ice age, the world was steadily warming up. Then, abruptly, the paleoclimate record shows that temperatures plummeted back to ice age norms for about 1,000 years, a cooling period called the Younger Dryas that has no definite explanation. According to one theory, a comet impact in Greenland would have melted ice and diluted the ocean current that transports warm water through the Atlantic, causing a re-freeze. Some have even suggested such an event could have led to massive forest fires in Europe and North America, leading to the end of megafauna like the mastodon and the human communities that hunted them, which also disappear from the record around this time.

It’s a very speculative idea, but if this does turn out to be [the link], it would have had an outsize impact on human history,” Joseph MacGregor, a glaciologist with NASA tells Brian Clark Howard at National Geographic.



Attachments:

An article on Mail on line by Dan Bloom

Humans Hunting with Dogs: research into the relationship between Sapiens and wolves, the development of hunting techniques, and the effect on Neanderthals.

Always a man's best friend: Dogs bred from wolves helped humans take over from Neanderthal rivals in Europe 40,000 years ago, looks at the symbiotic relationship between Homo sapiens, humans, and Canis lupus, wolves and the significance this may have had over the demise of the Neanderthals.

According to the research of anthropologist Pat Shipman of Pennsylvania State University, this symbiotic relationship developed as wolves herded and trapped prey which were then killed by humans. The meat was then shared. She believes that this 'superior' hunting technique was not one adopted by Neanderthals.

Dr Shipman believes this relationship began some 40,000 years ago, much earlier than the putative view of 10,000 years ago, which contributed significantly to the success of Sapiens at the expense of Neanderthals.

The research, which provides the material for her publication 'The Invaders: How Humans and Their Dogs Drove Neanderthals to Extinction', is based on early dog remains. She examined 33,000-year-old fossils of dogs found in Siberia and Belgium, and looked at how the shapes of their jaws and skulls were different from wild wolves. Although there were similarities, the signs of domestication included shorter snouts, densely-packed teeth and wider jaws.


Editor's Note:

Clearly more archaeological research and evidence is required to clarify the timing of this undisputed relationship. Moreover, the demise of the Neanderthal was not due to any one factor. Finally, despite the fine image from the Tadrart Acacus in Libya (which is not 40,000 years old, more like 12,000) the distinct lack of canine depictions in the rock art of Upper Palaeolithic Europe does not flatter this hypothesis.


Read more about the current theories regarding the Neanderthals:

http://www.bradshawfoundation.com/origins/homo_neanderthalensis.php


پیامبری ماجرا ساز و ماجراجو!


گذری بر زندگانی پرپیچ و خم موسای پیامبر


احمد شمّاع زاده


گذشته از آنچه که از ماجراهای زادروز وی و در رود نیل قراردادنش توسط مادرش، از آب برگرفتن وی توسط آسیه آن بانوی بزرگوار، و به فرزندخواندگی فرعون رسیدنش، همراه شدنش با حضرت خصر و مردودشدنش در کلاس مریدی و مرادی او به دلیل بیصبری اش، کشتن مرد قبطی و زیر پیگرد قرارگرفتنش، فرارش از مصر و ازدواجش با دختر شعیب پیامبر و دوری از وطنش به مدت ده سال، و بازگشتش به سوی مصر و ابلاغ حکم برگزیده شدنش در این مسیر، در وادی مقدس صحرای سینا و رفتنش به دبار فرعون برای بازپسگیری و رهایی قوم بنی اسرائیل و در نهایت غرق شدن فرعون و برچیده شدن بساط فرعونیان و… شنیده و خوانده‌اید؛ ولی این پیامبر اولوالعزم، ناشنیده ها و یا کمتر شنیده هایی نیز دارد که بد نیست به آن‌ها نیز اشاره‌ای بشود.

بر طبق دعای نور، تنها دو بار خداوند نور وجود خود را به ظهور رسانده است:


اولین بار: آن زمان بی زمانی بود که ذره بسیار ناچیزی از نور وجود خود را آشکار ساخت و با انفطاری شگرف و باشکوه!، حرکت ایجاد شد و از حرکت، زمان به وجود آمد و این رخداد، به مهبانگ شهرت یافت.

دومین بار: آن زمان بود که پیامبر برگزیده اش، موسای کلیم الله از او درخواست کرد که خود را به من بنمایان. خداوند به او گفت تو هرگز مرا نخواهی دید (لن ترانی). سپس فرمود: من بر آن کوه (کوه طور در صحرای سینا) جلوه میکنم. اگر آن کوه بر جای خود استوار ماند، تو نیز مرا خواهی دید. پس از لحظه‌ای خداوند ذره بسیار بسیار ناچیزتر از آنچه که اولین بار از نور وجود خود بروز داده بود، (که اگر چنین نمیبود، کره زمین منفجر میشد.) بر کوه طور جلوه داد. کوه منفجرشد و موسی بیهوش بر زمین افتاد. (و خرّ موسی صعفاً).


*****

خداوند در مواردی سنت شکنی میکند و استثناء قائل میشود؛ از جمله در مورد پیامبرانش.

از میان اینهمه نبی و رسول (124000)، یکی را برمیگزیند که پدرش مشرک است (ابراهیم خلیل الله) یکی را از روح خود به وجود میآورد و در اصل بی پدر است (عیسی بن مریم!) و یکی را نیز بی‌آنکه به او وحی کند، نبی و رسول قرار میدهد؛ و به او میگوید من تو را برای خودم ساخته ام (اصطنعتک لنفسی). به ترجمه آیات 163 و 164 سوره نساء توجه کنید:


ما وحی کردیم به سوی تو (ای پیامبر) چنانکه وحی کردیم به سوی نوح و پیامبران پس از او. و وحی کردیم به سوی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون (برادر موسی) و سلیمان و به داوود زبور را دادیم. و نیز رسولانی که به درستی پیشتر بر تو داستانشان را برخوانده ایم و رسولانی که داستان آن‌ها را هرگز بر تو برنخواهیم خواند. و خداوند با موسی مکالمه میکرد.

بدین ترتیب مشخص می‌شود که حضرت موسی پیامبری است که به او وحی نمیشده است.


ممکن است برای برخی این پرسش پیش آید که: پس تورات چگونه بر او نازل شده است؟


در پاسخ باید گفت: تورات بر حضرت موسی نازل نشده، بلکه در اصل جزوه های آموزشی حضرت موسی در یک دوره چهل شبانه‌روزی بود که وی برای ملاقات و در اصل شرکت در کلاسهای هستی شناسی خداوند، به کوه رفت و آموزش دید و دست آخر به صورت الواحی به دست او دادند.

گفتنی است در این ملاقات، گذشته از گذراندن دوره آموزشی حضرت موسی، خداوند میخواست قوم بنی اسرائیل را در غیاب پیامبرشان بیازماید و به همین دلیل خداوند قرار ملاقات یک ماهه را ده روز تمدید کرد تا قوم او به خوبی آزمایش خود را پس دهند.


شبیه چنین الواحی را بعدها به دست یحیی زکریا که کودک یا نوجوانی بیش نبود نیز دادند و به او گفتند خذالکتاب بقوه. زیرا الواح سنگین بودند و وی توانایی حمل آن‌ها را به راحتی نداشت. ولی چون حضرت موسی مرد قوی بنیه ای بود، آن‌ها را به راحتی حمل کرد. وی در بازگشت، در لحظه‌ای که دید قوم وی گوساله پرست شده اند، از فرط ناراحتی الواح را بر زمین انداخت و ریش برادر را برگرفت که چرا؟!!

این الواح پس از بازنویسی، به صورت کتاب تورات در‌آمدند و اصل الواح قدسی تا مرگ حضرت موسی و نیز پس از مرگ حضرت هارون برادر وی، در صندوقی نگهداری میشدند که بعدها به تابوت الشّهاده یا تابوت السّکینه یا تابوت العهد شهرت یافت.


تنها آیه در این زمینه آیه 248 سوره بقره است:

و قال لهم نبیهم ان آیة ملکه أن یأتیکم التّابوت فیه سکینةٌ من ربکم و بقیة مما ترک آل موسی وآل هارون تحمله الملائکة ان فی ذلک لایة لکم ان کنتم مؤمنین

ترجمه: و پیامبرشان به آنان (بنی اسرائیل) گفت: علامت حکومت او (طالوت) این است که نزد شما آید آن صندوق که در آن است سکینه ای (آرامشی) از سوی پروردگارتان و باقیمانده ای از میراث آل موسی و آل هارون، که فرشتگان آن را حمل می‎کنند. همانا در آن است آیت و نشانه ای برای شما اگر ایمان داشته باشید.

بیست و ششم مهرماه نودوهفت

احمد شمّاع زاده


کردن های ختنه نشده توسط رضاشاه


احمد شمّاع زاده


رضا شاه در ابتدای سلطنت خویش، ارادتی به ون و بزرگان دین داشت و زمانی که به شهرهای مختلف سفر میکرد، حتما به دیدار این دسته از ون میرفت!

از قضا در سفری به جنوب، از اصفهان عبور میکند که در آنجا ی به نام آیت الله اصفهانی حضور داشته، رضا شاه دورادور به او ارادتی داشته و تصمیم به دیدار او میگیرد، اما پس از رسیدن به منزل میبیند که حاج آقا فوت کرده است!

رضا شاه بزرگ پس از همدردی با اهالی خانه و شاگردان، زمان مرگ و علت آنرا جویا میشود؛
شاگردان، علت مرگ را سکته و زمان آن را حدود ده روز قبل بیان میکنند!

رضا شاه غبار از تن نگرفته، میخواهد به مزار حاج آقا برود و میگوید؛ مراسمی بر پا کنند تا اینکه دستور ساخت مقبره و مراسمی در خور برای حاج آقا بدهند!

اما مریدان میگویند که حاج آقا را هنوز خاک نکردند و ایشان هنوز در سرداب پایین خانه هستند!
رضا شاه با تعجب برافروخته میشود و با نعره فریاد میزند؛ جنازه فاسد میشود. چه کسی همچین غلطی کرده؟!

شاگردان میگویند؛ این وصیت خود حاج آقاست، ایشون خواستند که حتما حاج آقا اردبیلی از اردبیل بیاد و ایشون رو بشوره…

رضا شاه میگه :

ایشون خیلی بی جا کرده، آمدیم حاج آقا اردبیلی یکماه دیگه هم نیومد، تکلیف چیه ؟ همه اهالی مریض میشن… برید پایین، بیاوریدش، بشوریدش و خاکش کنید!

شاگردان مانع میشن و رضا شاه دستور میده کتک مفصلی به اونها بزنند!
پس از آنکه حاج آقا رو از پارچه باز میکنن تا بشورن میبینن که حاج آقا ختنه نشده!
پس از کتک زدن دوباره شاگردان، چیزی از اونها در نمی آید و بی اطلاعی همه در این مورد ثابت میشه!
رضا شاه میگه اینو خاکش کنید و شاگردا رو هم جایی حبس کنید و مراسمی برای بگیرید تا اردبیلی بیاد، ببینیم اون کیه دیگه.
بعد از چند روز حاج آقا اردبیلی پیداش میشه و میاد به خونه مرحوم. از راه که میرسه بهش میگن حاج آقا رو شستن و خاکش هم کردند…
تا به فکر فرار میفته، دستگیرش میکنن و میارنش پیش رضا شاه.
رضا شاه میگه ش کنید .
ش میکنن و میبینن؛ اینم ختنه نشده!!
رضا شاه میگه داغ و درفش بیارید تا به حرف بیاد . ه تا اسم داغ رو میشنوه میگه همه چیزو میگم… ه میگه:
ما انگلیسی هستیم و دو دوست قدیمی، ماموریت گرفتیم که از جوانی با خواندن زبان فارسی بیاییم نجف و با خواندن دروس حوزه علمیه نجف بشیم و بیاییم ایران برای جاسوسی و شوراندن مردم علیه دولت!
این مأموریت انجام شد؛ اول اون اومد اصفهان و شد حاج آقا اصفهانی و من رفتم اردبیل و شدم حاج آقا اردبیلی!
رضا شاه میپرسه چند تا دیگه مثل شما هستند؟
ه میگه نمیدونه و این دوستش رو هم از بچگی میشناخته و همیشه با هم بوده اند!

همین میشه که دستور رضا شاه برای کردن ها در کوی و برزن راه میفته که داستانش رو همه میدونند و عکسهاش رو دیدند! از همه مهمتر اینکه رضا شاه دستور میده که اونها رو خلع لباس کنند.

تصاویر بسیاری از هایی که در سفارت انگلیس پناهنده شده اند موجود است که بیانگر این واقعیت بوده و فرار آنان به وطن اصلی خودشان یعنی انگلیس را حکایت میکند.!
و اکنون باید به دنبال نشانه های دیگری برای انگلیسی بودن جاسوسان خارجی در لباس ت گشت.

این حکایت از طریق شبکه‌های اجتماعی به دست نگارنده رسیده و منبع آن را تاریخ معاصر ایران ذکر کرده اند که البته نشانی کاملی نیست.


کسانی که مایلند این نوشته را کاملتر ببینند به نشانی زیر بازگشت کنند:


کردن های ختنه نششده توسط رضا شاه: https://www.academia.edu/38661069



موریس بوکای و قرآن



هنگامی که فرانسوا میتران در سال ۱۹۸۱میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت، از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایش‌ها و تحقیقات به فرانسه منتقل شود.

هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست، بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند.

پس از اتمام مراسم، جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستان‌شناس به همراه بهترین جراحان و کالبدشکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.

رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد، یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای (1920 تا 1998) بود که برخلاف دیگران که قصد ترمیم جسد را داشتند او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.

تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب، نتایج نهایی ظاهر شد؛ بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده‌اند. اما مسئله‌ عجیب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود، این بود که چگونه این جسد سالم‌تر از سایر اجساد باقی مانده، درحالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.

پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون با غرق شدن او در دریا و مومیایی شدن جسدش پس از بیرون کشیدن از دریا) بود که کسی به او نزدیک شد و در گوشی یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، زیرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است.

ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری. در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن بدن او بعد از مرگ را خبر داده است.
حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود میپرسید چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال ۱۸۹۸میلادی کشف شده، در حالی که قرآن مسلمانان در حدود ۱۴۰۰ سال پیش پیدا شده؟ در حالی که در آن زمان، نه عربها و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان کهن آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟
موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر می‌‌کرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات جسد بعد از غرق شدن سخن می‌گوید در حالی‌که انجیل عهد عتیق از غرق شدن فرعون به هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید، اما از نجات جسد هیچ سخنی به میان نمی‌آورد! با خود می‌گفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟ و آیا ممکن است که حضرت محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟
او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیامده بود. پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم گرفت به کشورهای اسلامی سفر کند تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل نماید.

در یکی از این سفرها، یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت کرد:

فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:۹۲]

ترجمه: ما امروز پیکرت را [از آب‏] نجات می‌دهیم تا عبرتی برای آیندگان شوى، و همانا بسیارى از مردم از آیت‏هاى ما بى‏خبرند.

این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم.”

موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتا یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد. وهمواره بر ایمان او به کلام الله مجید افزوده شد.

حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتاب قرآن، تورات، انجیل و علم یا بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید” بود.

از جمله منابع:
http://en.wikipedia.org/wiki/Maurice_Bucaille
http://www.islamic-invitation.com/book_details.php?bID=899&dn=1
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=123209


نظر:

بسیاری از وبسایتهای مبلغ قرآن، این نوشته را بی‌آنکه نام نویسنده‌اش مشخص باشد نقل کرده اند. از سوی دیگر همین که نام نویسنده مقاله مشخص نیست مایه آن شده است که برخی وبسایتهای مخالف این نظر، مدعی شوند که «داستانها درباره این موضوع از سوی مسلمانان ساخته و پرداخته شده است.” که البته داستانهایی وجود ندارد جزهمین نوشته بالا. برای دانستن درستی ادعای مسلمانان و مخالفت منکران، چند پرسش میتواند حقیقت را آشکار سازد:

چه انگیزه‌ای موجب شد که موریس بوکای که یک پزشک فرانسوی بود، پس از آن رخداد تاریخی (بررسی بدن مومیایی شده رامسس دوم)، به کشورهای اسلامی مسافرت کند؟

هدف ایشان از این سفرها چه بود؟

اگر ایشان مانند بسیاری از دیگر دانشمندان برای سفر به این‌گونه کشورها هدف دیگری در سرداشت، چرا پس از بازگشت به کشورش کتابی در زمینه‌ای دیگر ننوشت؟

چرا کتاب ایشان مقایسه‌ای میان دانش و علمی بودن کتاب‌های تورات و قرآن است؟

16 فروردین نودوهشت- احمد شمّاع زاده


درسی که قرآن امروز به من آموخت

این مطلب را با این هدف نوشتم که برای دیگران نیز درسی باشد

احمد شماع زاده

در بسیاری از روزها از قرآن درسی میگیرم؛ و بهتر است بگویم قرآن درسی به من میدهد؛ که در بیشتر موارد هم تبدیل میشود به یک مقاله برای بهره برداری دیگران.

مانند هرروز، مشغول خواندن سهمیه روزانه دو صفحه از قرآن بودم که با این آیات رو به رو شدم:

ولاتخزنی یوم یبعثون(87) یوم لاینفع مال و لا بنون(88) الاّ من اتی الله بقلب سلیم(89) - الشعراء

بیدرنگ به یاد مشکلی افتادم که از سه سال پیش آغاز شد. پس از اینکه دستم از همه جا کوتاه شده بود، همواره به خود میگفتم چرا خداوند با من چنین کرد؟ دریافت علت برایم خیلی سخت بود؛ ولی میدانستم که کار، کار خداست؛ زیرا من همه جوانب امر را بررسی کرده، و با قرآن هم م کرده بودم؛ همه چیز درست بود.

روزها میگذشت و علتها را سبک سنگین و بررسی میکردم. در خوشبینانه ترین حالت، به این نتیجه رسیده بودم که خداوند خواسته همه چیز را به او واگذار کنم تا از آزمون توکلت علی الله و رضاً برضاک سربلند بیرون آمده باشم. این بالاترین دستاوردی بود که به آن دست یافته بودم.

ولی اکنون خواندن این آیات و بویژه واژگان مال و بنون و قلب سلیم، همچون پتکی بود که بر سر من و چراهایم فرود آمد!! زیرا متوجه شدم که در آزمون الهی دیگری مردود شده ام. در تنهایی خود میگریستم و در عین حال استغفرالله میگفتم و از خداوند در خواست پوزش میکردم: او که میخواسته بدین طریق مرا به مقام قلب سلیم برساند، چرا این موضوع را نگرفته و درک نکرده ام.

به یاد خیلی چیزها افتادم. به یاد بسیاری مثالهای اهل عرفان و نیز به یاد آن فیلسوف کلبی (دیوژن) افتادم که حتا کاسه گلینی را که با آن آب میخورد، به دور انداخت تا مالک هیچ چیز در این دنیا نباشد، تا نکند که بدان دل ببندد.

مقام قلب سلیم که در انتهای این آیات آمده، برای من این گونه جا افتاد: قلبی است که از همه چیز (مال) و همه کس (بنون یا فرزندان) بریده، و برای خدا خالص شده باشد؛ و این مقام تنها به کسی میرسد که خداوند او را چنان گرفتارکرده باشد که حتا تصورش را هم نمیکرده، تا به خوبی آزمایش شود؛ بلکه از آزمایش سربلند براید:

اگر با من نبودش هیچ میلی چرا جام مرا بشکست لیلی

منظور از قلب سلیمی که خداوند در روز جزا او را پذیرا باشد، آن نیست که در آن روز سلیم شده باشد؛ بلکه باید در دنیا که جای عمل است سلیم شده باشد؛ و آماده برای لقاء الله، تا آنگاه که ملک الموت او را دریابد؛ و این موضوع با دعاهای من مالباخته ای که از خداوند میخواستم آنچه از دستم رفته روزی به من بازگردد منافات داشت؛ بویژه آنگاه که تصورکنی که به مقام توکلت علی الله رسیده ای. آیه 160 سوره آل عمران:

آن ینصرکم الله فلاغالب لکم و آن یخذلکم فمن ذاالذی ینصرکم من بعده و علی الله فلیتوکل المؤمنون (اگر خداوند شما را یاری رساند کسی بر شما پیروز نمیشود و اگر شما را خوار گرداند، پس چه کسی پس از او شما را یاری میرساند؟ و مؤمنان بر خداوند توکل کننده اند.)

من تصورمیکردم اگر مال برنگردد و برای من در غربت اتفاقی ناگوار و یا مرگی ناگهانی رخ دهد، خداوند کاری خواهدکرد که فرزندانم مرا دریابند. ولی خداوند میخواست بگوید باید حتا فکرش را هم نمیکردی که من از طریق فرزندانت به تو کمک کنم. چون در این صورت باز هم نیّتت خالص نبود و برای من تکلیف، تعیین کرده بودی که از چه راهی به تو کمک کنم. نه! تو باید به تمام معنا خالص شده باشی؛ حتا اگر تصورکنی که به بدترین شکلی در غربت بمیری باز هم باید امیدت خالصاً مخلصاً تنها به من باشد ولاغیر!!

باید میگفتی که:

آنکس که تو را شناخت جان را چه کند؟ فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانه تو هر دو جهان را چه کند؟

و یا در مرحله ای بالاتر باید میگفتنی:

آنکه تو را از آنجا نجات داده، میگذارد تا تو در اینجا بی یارویاور رها شوی؟ حتا اگر در ظاهر و واقعیت چنین شود، باز در باطن و حقیقت، او خود با تو خواهد بود؛ و درمرحله ای بالاتر، خود را جانشین تو خواهدکرد؛ که من وعده داده ام و وعده ام خلف ندارد که:

من طلبنی وجدنی و من وجدنی احبّنی و من احبّنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلیّ دیته و من علیّ دیته فانا دیته.

آنکه مرا بجوید مییابد؛ و آنکه مرا یافت، دوستم میدارد؛ و آنکه دوستم بدارد، به من عشق میورزد؛ و آنکه به من عشق بورزد، من هم به او عشق میورزم؛ و آنکه من به او عشق بورزم، او را میکشم؛ و آنکه او را بکشم، دیه اش بر من است؛ و آنکه دیه اش بر من است، پس من خود دیه اویم.

یاداوری: گفتنی است این درس کاربردی همگانی ندارد؛ بلکه شخصی که میخواهد به مقام قلب سلیم برسد باید مراحل و مقامهای دیگری را از سرگذرانده باشد؛ همچون مقام توکلت علی الله و رضاً برضاک را. پس هر کسی نمیتواند بدون توشه و آمادگی، تنها با گفتن توکلت علی الله، به امید کمک الهی راهی راهی شود؛ و در سنت الهی نیز چنین نیست؛ بلکه خداوند نیز کارها را به اجرا درنمیآورد، مگر با اسباب و وسایلش. بیست و سوم بهمن نودوچهار


مشیّت الهی

و


درسهایی از یک رخداد


احمد شمّاع زاده

اشاره:

موصوع تصادف منجر به مرگ دو تن، یک پسر جوان که نوه آیت الله ربّانی املشی مشهور بوده، و دیگری یک دختر جوان که ظاهراً دوست دخترش بوده، و رانندگی اتومبیل گرانقیمت پورشه را در دست داشته است.

گفتنی‌است ساعت ۴ صبح دیروز خودروی حامل این دو جوان با سرعت بسیار زیاد (۲۰۵ کیلومتر در ساعت) درخیابان، به یک مانع برخوردکرد و راننده، پریوش اکبرزاده در دم فوت کرده است. نفر دوم (محمدحسین ربانی) نیز پس از ساعاتی بی‌هوشی (کما) جان خود را از دست می‌دهد.

پس از انتشار خبر تصادف این خودروی گرانقیمت زرد رنگ، هجوم فعالان مجازی به حساب اینستاگرام پریوش اکبرزاده با سیر صعودی مواجه شده و موافقان و مخالفان، نسبت به انتشار اخبار و اطلاعات مختلف درباره این سانحه اقدام کرده اند.

*****

یقیناً مشیت الهی در پشت این واقعه بوده است تا همگان درسهایی بیاموزند:

- این مثال معروف را به یاد داشته باشیم:‌ از فضل پدر تو را چه حاصل؟ هیچگاه به پدران و آباء و اجداد خود افتخار نکنیم؛ بلکه ببینیم خود چه در چنته داریم. این موضوع شامل یک ملت نیز میشود.

- اگر از خانواده مشهوری هستیم و دوست داریم نام نیک خاندانمان محفوظ بماند، باید از برخی هوسهایمان بگذریم.

- حوادث روزگار خبر نمیکنند. اگر برخی اعمال خود را از مردم پنهان میکنیم باید به این نیز بیندیشیم که ممکن است خداوند ما را لودهد.

- اگر دوست نداریم که رازهایمان آشکار شود، باید خدا را در نظر بگیریم؛ زیرا اگر در این دنیا هم رازهایمان فاش نشود در سرای دیگر که یوم تبلی السرائر (روزی که رازها فاش میشوند.) است فاش خواهد شد که در آن دنیا بیشتر از این دنیا به پوشیده ماندن رازهایمان نیاز داریم؛ اگر که بدانیم.

- همواره برای آخرتمان چنان باشیم که گویی آخرین روز زندگی مان است.

نکته ها:

- اگر نوه آیت الله ربانی ظاهرالصلاح (کسی که ظاهرش همرنگ جماعت است.) نبود دستکم برخی از مطالب بالا بیربط مینمود.

- اگر واقعه در ساعت چهار صبح رخ نداده بود موضوع متفاوت بود.

- اینکه یک پسر جوان پورشه ای بخرد و رانندگی آن را به یک دختر 25 ساله، آنهم در صبح زود، که ممکن است شب را هم بیدار بوده اند سپرده باشد، بسیار اندیشه برانگیز است!! و باید درسهای دیگری نیز از این حادثه بگیریم.

- از نشانی منزل دختر متوجه میشویم که او از یک خانواده پولدار یا مشهور نبوده است. احتمال دارد پسر به خاطر این دختر پورشه را خریده تا با آن دختر دوست شود و آن را در اختیارش بگذارد. این هم از بازیهای روزگار است!!

هفتم اردی‌بهشت نودوچهار احمد شمّاع زاده


شرحی بر عبارت «یا اخت هارون» در قرآن


احمد شمّاع زاده


برخی از نوکیشان و نوکشیشان بر این عبارت قرآنی خرده گرفته‌ و قرآن را متهم به نادرست بودن خوانده و تصور کرده‌اند که با این خرده گیری بتوانند کل قرآن کریم را به زیر سؤال ببرند؛ و این در حالی است که همین خرده گیری موجب شد تا نگارنده با همین یک عبارت ساده، به نکته‌ای پی ببرم که ممکن است کسی تاکنون به آن دست نیافته باشد. حقیقتی تاریخی که قرآن کریم آن را بیان کرده ولی انجیل مسیحیان که در این زمینه ذینفع نیز هست، ساکت است که در پایان بحث به آن خواهم پرداخت.


یکی دو سال پیش به گونه‌ای اتفاقی ویدئویی را تماشا میکردم که یک نوکیش ایرانی که کشیش هم شده است میگفت: قرآن میگوید «یا اخت هارون…» و حضرت مریم مقدس را خواهر هارون میخواند که دوران زندگانی آن دو، چند صد سال با یکدیگر اختلاف دارد. و بدین ترتیب معلوم می‌شود که قرآن به چنین مسائلی آگاهی ندارد و این نکته با آسمانی بودن این کتاب منافات دارد!!


امروز با گشتی که در نت زدم، متوجه دو نکته شدم:

اول اینکه این قضیه از زمان حضرت رسول اکرم مورد بحث و پرسش بوده و حتّا معاندان قرآن زمان پیامبر اکرم هم بر این نکته قرآنی ایراد میگرفته اند و آن کشیش یکی از خرده گیریهای تاریخی پدران کلیسا را تکرار میکرده است!

دوم اینکه عرب و عجم مسلمان، در نوشته ها و ویدئوهای موجود و با بحثهای زیاد، هیچیک نتوانسته اند به خوبی استدلال کنند که اصل قضیه چیست. تنها، برخی به دلیل حدیثی از رسول اکرم، عنوان کرده‌اند که منظور از هارون در این آیه، همان برادر حضرت موسی است؛ و بدین ترتیب، نظر کم اهمیت دیگری را در این زمینه رد کرده‌اند.


و اما قضیه چیست؟

انس گرفتن با قرآن این بهره را به تو میرساند که با کلّیّت قرآن بیشتر آشنا میشوی. مانند دوستی که همیشه با او هستی و مأنوس اویی و به همه ویژگیهای روحی، روانی، جسمی و ظاهری‌اش آگاه هستی.

قرآن کریم این عنوان را در مورد رسولانی بسیار و درباره مخالفان با جهاد در زمان حضرت رسول اکرم، در همان راستایی به کار برده که برای حضرت مریم نیز به کار برده است و هیچکس هم ایرادی بر آنهمه آیات نگرفته؛ ولی چون در این آیه برای حضرت مریم که زن هست، به جای واژه اخو و اخا، واژه اخت به کار رفته، موجب پرسش و تعبیرهای عجیب و غریب شده، که این برخورد دوگانه با آیات الهی، خود موجب شگفتی و تعجّب بسیار است!!

در زیر به چرایی این موضوع میپردازم:


خداوند در آیات 106 و124 و 142 و161 سوره الشّعراء، این جمله را به ترتیب برای حضرات نوح، هود، صالح، و لوط به کار برده است:

اذ قال لهم اخوهم … الاتتّقون. (آن هنگام که برادرشان … به آن‌ها گفت: آیا از خداوند پروا نمیکنید؟)

خداوند کریم باز هم در آیات 65 و73 و85 سوره اعراف و آیات 50 و61 و 84 سوره هود، این عبارت را به ترتیب برای حضرات هود، صالح، شعیب، هود، صالح، شعیب! به کار برده است: و الی… اخاهم … (در نقطه چین اول نام قوم آن‌ها و در نقطه چین دوم نام خود آن‌ها ذکر شده است.)

مضافاً اینکه در آیات 45 سوره نمل و 36 سوره عنکبوت به ترتیب چنین آمده است:

ولقد ارسلنا الی ثمود اخاهم صالحاً - و الی مدین اخاهم شعیباً


در همه این دوازده آیه، آیا منظور از برادرشان، برادر حقیقی آنهاست یا اینکه منظور این است که این رسولان همقوم آن‌ مردمان بوده اند؟

مسلّم است که همه رسولان از قوم خودشان، برای قوم خود برگزیده میشدند و به همین دلیل قرآن کریم عنوان برادر به معنای همقوم را برگزیده است تا بگوید با اینکه از خودشان بود، و به خوبی او را میشناختند، به سخنش گوش فرانمیدادند، چه رسد به اینکه از قوم دیگری برای آنان رسولی میفرستادیم!! و به دلیل این پایداری آشکار بر شرک و کفرشان، آنان را به عذابهای آنچنانی (که شرحش در تورات و قرآن آمده است.) دچار ساختیم.


شگفت انگیز تر آنکه در آیه 13 سوره ق، به جای واژه قوم، واژه اخوان آمده است!: و اخوان لوط که منظور قوم لوط است.


از سوی دیگر در آیات156 و 168 سوره آل عمران و 11 سوره و 18 سوره احزاب نیز واژه اخوانهم آمده است که باز هم معنای همقومهایشان را میدهد و نه برادران حقیقی، و همه این آیات پیرامون کسانی است که «همقومهایشان» را از شرکت در جهاد منع میکرده اند، نه برادران حقیقی خود را.


نتیجه گیری: بدین ترتیب نتیجه میگیریم که در آیه‌ 28 سوره مریم که در آن «یا اخت هارون» آمده، متولیان و مبلّغان دین یهود، که همزمان با حضرت مریم میزیسته اند، با دیدن نوزادی در آغوشش، خطاب به وی میگویند ای که از قوم هارونی (ای همقوم هارون!) و اصل و نسبت به هارون پاک و معصوم میرسد! تو چرا چنین گناهی را مرتکب شده ای؟!!


***


حال ببینیم که قرآن کریم، کدام حقیقت شگفتی آفرین تاریخی را بیان داشته که با وجود اینکه یهودیان و مسیحیان در آن سهیمند، ولی هیچیک از پیروان کنونی این ادیان از آن آگاهی ندارند:

قرآن کریم میگوید متولیان و مبلّغان دین یهود در زمان ولادت حضرت مسیح میدانستند که حضرت مریم علیها سلام، اصل و نسبش به هارون میرسیده و از نوادگان حضرت موسی نبوده است!!

پس قرآن کریم، با این عبارت کوتاه، یک حقیقت تاریخی را آشکار کرده است. جلّ الخالق!


هفدهم تیرماه نودوهشت

احمد شمّاع زاده


تبلیغات

محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

دانلود کتاب انقلاب اسلامی ایران عیوضی و هراتی شبکه وانت بار شهرستان☎۰۲۱۴۴۳۶۰۵۰۹☎ طراح Justin دانلود آهنگ جدید فروش ویژه پکیج رادیاتور در شیراز ترجمه مقاله ذهن شادمان